تبليغاتX
عشق=خامنه ای عشق=خامنه ای
عقلانیت امام(ره)-قسمت اول

امام خمینی(ره) و مسأله­ی اعتماد به نفس ملّی

[عقلانیت امام(ره) (1): «مردم سالاری و اعتماد به نفس ملّی»]

 
نویسنده: میلاد ولیان

ماهنامه ذکر(نشریه تخصصی-آموزشی حزب مؤتلفه اسلامی)، شماره 60، مهر 1390، صص 59-62

اسلام برای عقل، جایگاه بسیار والا و مقدسی قائل است؛ به گونه ای که امام کاظم(علیه السلام) در بحث با هشام می فرمایند که خدای متعال دو حجت برای بشر قرار داده: حجت ظاهری و حجت باطنی. حجت ظاهری، همان انبیا و حجت باطنی و نهان، همان عقل است. در تمام آموزه های اسلامی، آیات قرآن، نهج البلاغه و سایر کتب دینی و عقیدتی، به عقل به دیده ی احترام نگریسته می شود. حتی در استنباط احکام دین نیز، عقل یکی از منابع چهارگانه محسوب می شود. لذا اسلام عزیز به شدت طرفدار تعقل و تفکر و اندیشه و به کارگیری عقل است. اسلام دین عقلانیت است؛ البته عقل سلیم مدّنظر است؛ یعنی عقلی که به دور از هوی و هوس و تمایلات نفسانی به کار گرفته شود. به تعبیر بهتر می توان گفت اسلام ناب محمّدی(صلی الله علیه و آله و سلم)، عقلانیت همراه با معنویت را تأیید می کند. امام خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی راجع به همراهی عقلانیت و معنویت می فرمایند: «اينها را بايد با هم ديد. تكيه‌ى بر روى يكى از اين ابعاد، بى‌توجه به ابعاد ديگر، جامعه را به راه خطا مي كشاند، به انحراف مي برد.»[1] متأسفانه در دوره های گوناگون پیش از انقلاب اسلامی ایران، عقلانیت از سوی مؤمنین و متدیّنین جامعه و معنویت از سوی حکّام و سلاطین و دستگاه حکومت نادیده گرفته می شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هوشیاری و هوشمندی و بصیرت امام بزرگوار(ره) منجر به همراهی و توأم شدن عقلانیت و معنویت گردید. امام(ره) به همگان اثبات کرد و نشان داد که همراهی عقلانیت و معنویت، امکان پذیر و بلکه لازم است. «امام بزرگوار در رفتارش، هم مراقب عقلانيت بود، هم مراقب معنويت بود، هم با همه‌ى وجود متوجه به بُعد عدالت بود... در بُعد عقلانيت، به كار گرفتن خرد و تدبير و فكر و محاسبات، در مكتب امام مورد ملاحظه بوده است.»[2]

 مظاهر عقلانیت امام(ره)

بارزترین مظهر عقلانیت امام(ره)، تشکیل نظام بر پایه ی مردم سالاری دینی و آراء مردم بود. تقریباً از بعد از دوران حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حکومت چندماهه ی امام حسن(علیه السلام) تا انقلاب اسلامی، هیچ دورانی را در هیچ نقطه ی جهان سراغ نداریم که حکومتی، اساس و بنایش متکی به مردم و حضور مردم بوده باشد؛ بلکه حکومت هایی بوده اند که حول خواسته های یک فرد(حاکم) حکمرانی می کردند و توجهی به رأی مردم نداشتند. در برهه هایی نیز، شعارهایی نفاق گونه مبنی بر دموکراسی و رأی مردم داده شد که نتیجه ی آن در عمل، دقیقاً عکس شعارها بود. در این 14 قرن اخیر، تنها حکومتی که صادقانه شعار مردم سالاری داد و عملاً هم آن را نشان داد، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود. این نظام از همان ابتدا توسط خود مردم، حضور مردم، رأی مردم، پیگیری مُجدّانه ی مردم و جانفشانی مخلصانه ی مردم تشکیل شد و تا به امروز نیز به واسطه ی حضور اعجازانگیز مردم پیش رفت. این حضور مردم از آغاز انقلاب تاکنون در قالب انتخابات و همه پرسی، راهپیمایی، نماز عبادی – سیاسی جمعه، سفرهای رهبری به شهرهای کشور و... انجام گرفته است.

انتخابات و همه پرسی: در انتخابات های گوناگون از جمله، همه پرسی(رفراندوم) تعیین نوع حکومت(که بیش از 98 درصد رأی موافق به جمهوری اسلامی دادند) و نیز همه پرسی اصلاح قانون اساسی، در انتخابات های ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، شوراهای اسلامی شهر و روستا، مشارکت مردم، کم نظیر و در مواردی مثل انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بی نظیر بوده است. اینها نشانه ی اعتماد مردم به این نظام است. اگر مردم به نظام اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمی کنند. و البته ناگفته نماند که این حضور حماسی مردم در انتخابات ها به معنای پذیرش یا انتخاب یا تأیید فلان حزب و فلان جناح نیست، بلکه به منزله ی تأیید و پذیرش اصل نظام و اصل ولایت فقیه است. «در هيچ انقلابى در دوران انقلاب ها سابقه ندارد كه دو ماه بعد از پيروزى انقلاب، يك رفراندوم عمومى براى انتخاب شيوه‌ى حكومت و نظام حكومتى انجام بگيرد؛ اما به همّت امام در ايران اين اتفاق افتاد... در سخت‌ترين دوران جنگ كه تهران زير بمباران دشمن بود، انتخابات تعطيل نشد؛ حتّى تا امروز يك روز انتخابات در ايران تأخير نيفتاده است. كدام دموكراسى را در دنيا شما سراغ داريد؟ انقلاب ها كه هيچ؛ در هيچ دموكراسى‌اى، با اين دقت، سر موقع، آراء مردم به صندوق ها ريخته نمي شود. اين خط امام است.»[3]

راهپیمایی: اگر مردم به نظام اعتماد نداشته باشند و به نظام پایبند نباشند، در راهپیمایی ها شرکت نمی کنند. چه کسی می تواند به اعتماد مردم به جمهوری اسلامی شک کند!؟ این چه اعتمادی است، این چه مقبولیتی برای نظام است که 33 سال، در شرایط مختلف جوّی و آب و هوایی، مردم را به خیابان ها می کشاند!؟ این مردم در گرمای شدید تابستان با زبان روزه در راهپیمایی روز قدس، در هوای سرد بارانی و برفی زمستان در راهپیمایی 22 بهمن حضورشان کمرنگ نشد؛ بلکه حتی در برخی مقاطع مثل دوران فتنه ی 88 یا حوادث 18 تیر 78، به طور خودجوش در محکومیت فتنه گران شرکت کرده اند.

سفرهای رهبر انقلاب: یکی دیگر از موارد بسیار مهمی که نشان دهنده ی اعتماد مردم به نظام و محبوبیت و مطلوبیت نظام در نظر مردم است، در سفرهای امام خامنه ای رهبر انقلاب به شهرهای گوناگون کشور به چشم می آید. ایشان هر ساله، یک یا دو سفر چند روزه به استان ها دارند و از نزدیک با مردم دیدار می کنند. استقبال معجزه آسای مردم از ایشان، همگان را متحیّر کرده؛ طوری که در جریان سفر ایشان به اصفهان در آبان سال 1380، یکی از خبرگزاری های غربی اینگونه خبرش را مخابره کرد که «گویی عیسی مسیح به میان پیروانش برگشته.» حضور مردم در سایر عرصه ها و هماهنگی با نظام و دولت نیز به همین صورت است.

این است آن مردم سالاری ای که مدّ نظر امام(ره) بود و الحمدلله تحقق یافت؛ و البته این حضور و حمایت مردمی نیز به خاطر اسلامی بودن نظام بود. امام(ره) در این باره فرمودند: «ملّت ما که به خیابان ها ریختند، به پشت بام ها رفتند، شب و روز زحمت کشیدند، جوان هایشان را دادند، این برای اسلام بود. اگر اسلام نبود، همچو کاری نمی کردند.»[4] امروز هیچ نظامی در جهان، در تحقق و اِعمال مردم سالاری، صداقت و پاکی جمهوری اسلامی را ندارد. امام(ره) نیز فرمودند که: «آن دموکراسی ای که ما می خواهیم به وجود آوریم، در غرب وجود ندارد. دموکراسی اسلام، کامل تر از دموکراسی غرب است.»[5]

مظهر دیگر عقلانیت در مکتب امام(ره) این بود که «ايشان به مردم تفهيم كرد كه آنها صاحب و مالك اين كشورند. مملكت صاحب دارد. اين حرف را در دوران حكومت هاى استبدادى بر زبان جارى مي كردند كه آقا مملكت صاحب دارد. مرادشان از صاحب مملكت، ديكتاتورها و مستبدينى بودند كه بر كشور حكمرانى مي كردند. امام به مردم تفهيم كرد كه مملكت صاحب دارد و صاحب مملكت، خود مردم هستند[6] وقتی کسی صاحب چیزی باشد، در تمام امور مربوط به آن، خود را مسئول می داند، از آن حمایت می کند، دفاع می کند، در رشد و پیشرفت آن می کوشد؛ چراکه آن را از خود می داند. نظام جمهوری اسلامی مال مردم است و مردم صاحب آنند. «این حکومت در همه ی مراتب خود متکی به آراء مردم و تحت نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»[7] همان طور که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) جامعه ی اسلامی را به یک کشتی تشبیه کردند که در آن، همه مسئولند، در این مملکت نیز مردم نسبت به یکدیگر، نسبت به حفظ نظام و ولایت مسئولند؛ چون صاحب این کشتی هستند. «امام به نقش مردم اشاره‌ى روشن كردند، گاهى تصريح كردند؛ در يك جاهایى گفتند: اگر مسئولين فلان كار را كه بايد انجام بدهند، انجام ندهند، مردم خودشان وارد مي شوند و انجام مي دهند.»[8] در این نظام اگر خطایی، عیبی و نقصی در مسئولین و در امور کشور باشد، مردم حق انتقاد و تذکر برای اصلاح آن را دارند. در این نظام برخلاف رژیم سابق، فضای آزاد برای نقد و حتی مخالفت وجود دارد؛ خواست مردم، مهم است؛ صدای مردم و حرف مردم شنیده می شود. «قبل از انقلاب، حكومت، وراثتى بود؛ يكى مي مُرد، يكى را به جاى خودش معين مي كرد؛ يعنى مردم هيچ نقشى نداشتند؛ مي خواستند، نمي خواستند، ناچار بايد قبول مي كردند. در جمهورى اسلامى به بركت انقلاب، حكومت انتخابى است؛ مردم انتخاب مي كنند؛ مِذاق مردم، خواست مردم تعيين كننده است. قبل از انقلاب، حكومت، ديكتاتورىِ امنيتى بود؛ ديكتاتورىِ سخت و سياه. بنده يادم هست؛ يكى از دوستان ما از پاكستان آمده بود مشهد پيش من نقل مي كرد، صحبت مي كرد؛ گفت بله، فلان اعلاميه را ما توى پارك، با دوستان داشتيم مي خوانديم. من تعجب كردم؛ توى پارك؟! اعلاميه؟! ممكن است چنين چيزى؟! اصلاً به ذهن ما خطور نمي كرد كه كسى يك اعلاميه توى جيبش باشد و مقدارى انتقاد از دستگاه در آن اعلاميه باشد و بتواند توى كوچه راه برود. اين وضع ديكتاتورى امنيتىِ آن روز بود. انقلاب آمد فضاى آزاد را، فضاى نقد را، فضاى اصلاح را، فضاى تذكر را، حتّى فضاى مخالفت و اعتراض را براى مردم باز كرد. در طول اين سى و دو سال همين جور بوده است.»[9]

امام خامنه ای رهبر معظّم انقلاب راجع به تعارض ماهوی امامت و سلطنت می فرمایند: «ماهيت امامت، با ماهيت سلطنت، مغاير و متفاوت و مناقض است. اين دو ضدّ همند. امامت، يعنى پيشوايىِ روحى و معنوى و پيوند عاطفى و اعتقادى با مردم. اما سلطنت، يعنى حكومت با زور و قدرت و فريب؛ بدون هيچ‏گونه علقه معنوى و عاطفى و ايمانى. اين دو، درست نقطه مقابل هم است. امامت، حركتى در ميان امت، براى امت و در جهت خير است. سلطنت، يعنى يك سلطه مقتدرانه عليه مصالح مردم و براى طبقات خاص؛ براى ثروت‏اندوزى و براى شهوترانى گروه حاكم.»[10] نظام اسلامی مخالف دیکتاتوری و طرفدار آزادی اندیشه برای مردم است: «در نظام اسلامی، کشور متعلق به مردم و اصل، رضایت مردم است و نظام اسلامی برخلاف نظام های دیگر، نظام زورگویی، تحکّم و تحمیل فکر و اندیشه بر مردم نیست.»[11]«نظام اسلامی بدون تمایل مردم، بدون رأی مردم، بدون خواست مردم تحقق پیدا نمی کند، امکان عمل پیدا نمی کند.»[12]

لذا در مکتب امام(ره) و در نظام مردم سالاری دینی، مردم صاحب مملکت هستند و به همین جهت، نسبت به مسائل مملکت مسئولند. امام(ره) می فرمود «همه تان مسئول خواهید بود. اگر یکی کاری کند، دیگری ساکت باشد، او هم مسئول است.»

مظهر دیگر عقلانیت در مکتب امام(ره)، تدوین قانون اساسی بود. روند تدوین قانون اساسی از ابتدای نگارش تا مرحله ی همه پرسی، با حضور و همکاری مردم و خبرگان منتخب مردم انجام گرفت. «آن تدوين‌كنندگان قانون اساسى، با انتخاب ملّت اين كار را انجام دادند. اينجور نبود كه امام يك جمع خاصى را بگذارد كه قانون اساسى بنويسند؛ به عهده‌ى ملّت گذاشته شد. ملّت خبرگانى را با شناسایى خود، با معرفت خود انتخاب كردند و آنها قانون اساسى را تدوين كردند. بعد امام همين قانون اساسى را مجدداً در معرض آراء مردم قرار داد.»[13] قانون اساسی جمهوری اسلامی، بر اساس قوانین الهی و قرآن کریم وضع شده است. طبق اصل پنجم، جمهوری اسلامی بر پایه ی امامت و امّت شکل گرفته است. این قانون اساسی کامل ترین قانون اساسی در جهان است؛ چراکه طبق قوانین و احکام اسلام نگاشته شده است. در این قانون، شرایط و صفات، وظایف و اختیارات همه ی نهادها از صدر تا ذیل نظام احصا گردیده که تقریباً در همه ی آنها، نقش مؤثر مردم لحاظ شده است.

مظهر دیگری از عقلانیت امام(ره)، تزریق روح اعتماد به نفس در ملّت بود. امام(ره) بیماری جامعه ی ما را تشخیص و راه علاج آن را ارائه داد. ایشان عدم پیشرفت کشور را در وابستگی بی قید و شرط به اجانب می دانست. دوران پیش از انقلاب، دورانی بود که غرب زدگی پنهان کردنی نبود و بلکه مایه ی افتخار و مباهات بود. ملّت، خود را باور نداشت، به خود و به کشور خود اعتماد نداشت، انجام همه ی امور را به دست دیگران، ممکن و شدنی می دانست. امام(ره) وضعیت بغرنج پیش از انقلاب را اینگونه ترسیم می نمایند: «همچو با تبليغات خودشان ماها را ترساندند كه از خودمان مى‏ترسيديم، به خودمان اعتماد نداشتيم. اگر يك كسى مريض مى‏شد مى‏گفتيم بايد برود به خارج، در صورتى كه طبيب داشتيم. همچو با ما رفتار كردند و ما را لرزاندند و ما را تهى كردند که اگر می خواستیم یک راهی را آسفالت کنیم، می گفتیم که باید از خارج بیاید؛ با آنکه داشتیم. باید ارتش ما را خارجی ها اداره کنند. باید نفت ما را خارجی ها بیایند اداره کنند؛ با آنکه ما داشتیم همه چیز. این برای این بود که ما را از اینکه بودیم تهی کردند؛ مغزهای ما را شستشو کردند، اعتماد به نفس را از بین بردند.»[14] امام(ره) داشته های این ملّت و مملکت را می دید و از وابستگی آنها به بیگانگان رنج می برد؛ از اینکه دیگران تولید کننده و ملّت ما مصرف کننده باشند غصه می خورد؛ چراکه این ملّت، استعداد و ظرفیت و توان انجام هر کاری را داشت. «در رژیم سابق جوری عمل کرده بودند و جوری ما را و جوان های ما را تربیت کرده بودند که خودشان را تهی می دیدند از همه چیز و می گفتند مصرف می کنیم ما و این را یک چیزی می دانستند و حتی تعبیر بعضی ها این بود که خب، چه عیبی دارد، دیگران نوکر ما هستند، برای ما می آورند، ما هم مصرف می کنیم! غافل از اینکه خیر، ارباب شما هستند، همه ی چیزهای شما را می برند.»[15] هیچ کس نتوانست همچون امام(ره)، مردم را بشناسد و به توان آنها تکیه و اعتماد کند. امام(ره) نه مثل برخی خواص که فقط علی الظاهر شعار استقلال را می دادند و می دهند، بلکه عمیقاً و قلباً قدرت ملّت ایران را باور داشت و انجام تمام امور کشور را وابسته به همّت و اراده ی مردم می دانست. ایشان هیچ گاه به احزاب، جناح ها، مسئولین و خواص جامعه تکیه نکرد؛ از همان آغاز نهضت در دهه ی چهل شمسی با توکل به خدا و با همراهی مردم حرکت کرد و ملاک حمایت از هر جریان یا شخصیتی را، خدمت به اسلام و ملّت قرار داده بود. لذا ایشان توانست توان و ظرفیت مردم را به آنها تفهیم کند. نخستین بار امام(ره) بود که فرمود «ما می توانیم». «امام بزرگوار به يك چنين ملّتى روح اعتماد به نفس را تزريق كرد، و اين نقطه‌ى تحول ملّت ايران شد. پيشرفت هاى ما در زمينه‌ى علمى، در زمينه‌ى صنعتى، در انواع و اقسام عرصه‌هاى زندگى، معلول همين اعتماد به نفس است. امروز جوان ايرانى ما، صنعتگر ايرانى ما، دانشمند ايرانى ما، سياستمدار ايرانى ما، مبلّغ ايرانى ما احساس توانایى مي كند. اين شعار «ما مي توانيم» را امام بزرگوار در اعماق جان اين ملّت قرار داد[16]

امام(ره) استقلال کشور را در گرو استقلال دانشگاه می دانست؛ لذا تأکید فراوانی بر اصلاح دانشگاه در زمینه ی رفع وابستگی از اجانب داشت. «ما می خواهیم دانشگاهی باشد که ملّت ما را مستقل و غیر وابسته به شرق و غرب درست بکند، نه ملّت ما را به طرف شرق بکشد، نه ملّت ما را به طرف غرب بکشد، یک ملّتی مستقل، با فکر مستقل، با دانشگاه مستقل که با استقلال دانشگاه، کشور مستقل می شود.»[17] ایشان همچنین به طور خاص به دانشجویان توصیه فرمودند که «شما دانشجوهای عزیز، خودتان در صدد این باشید که از غرب زدگی بیرون بیایید. این گمشده ی خودتان را پیدا کنید. گمشده ی شما خودتان هستید.»[18]

در بیانات امام(ره)، استقلال در چند بخش مورد تأکید و اهمیت مضاعف قرار گرفته که عبارتند از استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی و استقلال علمی؛ که همه ی اینها تحت ظلّ استقلال فکری و روحی تأمین می گردد. امام(ره) در این باره می فرمایند: «عمده ی استقلال، استقلال فکری و روحی است.»[19]«بزرگ ترین فاجعه برای ملّت ما این وابستگی فکری است که گمان می کنند همه چیز از غرب است و ما در همه ی ابعاد فقیر هستیم و باید از خارج وارد کنیم.»[20] «اگر ما از وابستگی فکری بیرون بیاییم، همه ی وابستگی ها تمام می شود.»[21]

استقلال سیاسی

در جهان امروز، کمتر حکومتی وجود دارد که حقیقتاً به لحاظ سیاسی، استقلال داشته باشد. بسیاری از دولت ها در سرتاسر جهان هستند که سیاست ها و مواضع خود را با سیاست های کلان دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی هماهنگ می کنند؛ در بسیاری از امور خود از آنها اجازه می گیرند؛ حتی در مسائل داخلی و در انتخاب مسئولین رده بالای کشورشان، صلاحدید ابرقدرت ها را در نظر می گیرند و نظر آنها را اعمال می کنند. در ایران قبل از انقلاب نیز، به همین صورت بود. به لحاظ سیاسی، مملکت با تمام وجود در قبضه ی آمریکا و اسرائیل و انگلیس بود. شاه برای مردم، دیکتاتور بود و برای ابرقدرت ها، نوکر و مطیع محض. نه تنها نظرات مردم را در اداره ی کشور و انتخاب مسئولین نادیده می گرفت، بلکه حتی توان اعمال نظرات شخصی خودش را هم بدون مجوز غرب نداشت. «حكومت، چه خود محمدرضا، چه دستگاه‌هاى گوناگون، مطيع آمريكا بودند؛ منتظر اشاره‌ى آمريكا بودند... اين، وضع مملكت ما بود. براى انتخاب نخست‌وزير، شاه مملكت، رئيس كشور محتاج موافقت و رضايت آمريكا بود! در بسيارى از مسائل، شاه سفير آمريكا و سفير انگليس را به كاخ خود دعوت مي كرد تا تصميمى را كه مي خواهد بگيرد، با آنها در ميان بگذارد! اگر آنها مخالف بودند، تصميم عملى نمي شد. وابستگى سياسى يعنى اين. مطيع آمريكا بودند؛ قبل از دوره‌ى آمريكا هم مطيع انگليس. رضاخان را انگليسى‌ها خودشان آوردند سركار؛ وقتى ديدند ديگر به دردشان نمي خورد، خودشان از حكومت عزلش كردند، از كشور بيرونش كردند، پسرش را آوردند سر كار.»[22]  استقلال سیاسی نعمت بزرگی بود که به ملّت ایران ارزانی شد. امروز هیچ دولتی در جهان وجود ندارد که بتواند اندک تأثیری در سیاست ها و مواضع جمهوری اسلامی در مسائل مختلف داشته باشد. صاحب این مملکت خود مردم هستند و تحت رهبری ولی معظّم فقیه، خودشان تشخیص می دهند که چگونه کشورشان را اداره کنند. امام بزرگوار در این باره خیلی زیبا فرمودند: «ما سرپرست لازم نداريم. بد اداره كنيم خودمان كرديم، خوب هم اداره كنيم خودمان كرديم. ما حرفمان اين است. كى مى‏تواند بگويد كه نخير، بايد حتماً يك كسى ديگر بيايد و شما را اداره كند؟ به شما چه ربط دارد؟ ما يك مملكتى داريم مال خودمان، مخازنش هم مال خودمان؛ خودمان مى‏خواهيم اداره كنيم. مى‏گوييد نمى‏توانيد، نتوانيم. به شما چه ربط دارد؟»[23]

استقلال اقتصادی

همان طور که پیش تر اشاره شد، قبل از انقلاب رابطه ی بین ایران و غرب، رابطه ی مصرف کننده و تولیدکننده بود. اقتصاد کشور وابسته به فروش نفت بود. رژیم پهلوی توان به کارگیری نفت را در صنایع مختلف نداشت؛ لذا در کمال ذلّت، این سرمایه ی عظیم ملّت را به غرب می فروخت و سپس محصولات تولید شده و مشتقات نفتی را با قیمتی بالاتر از فروش نفت، وارد می کرد. همین طور در مقابل حجم وسیع واردات محصولات کشاورزی و صنعتی و... اهمیت صادرات مورد بی عنایتی قرار می گرفت. امام(ره) راجع به نابسامانی های اقتصادی قبل از انقلاب فرمودند: «اصلاحات ارضى شاه جز برنامه‏اى براى از بين بردن كشاورزى ايران و تحميل اقتصاد تك محصولى بر جامعه ما چيزى نبود. به طورى كه امروز اكثر نيازهاى غذايى ما از خارج وارد مى‏شود. با برهم خوردن وضع كشاورزى، دهقانان، دهات و زمين ها را رها كرده و به شهرها هجوم آورده‏اند. سياست غلط شاه هم در مورد صنايع مونتاژ، نه تنها مشكلى را حل نكرد و زندگى روستاييان مهاجر را، حتى در حد قابل تحمل تأمين ننمود، بلكه كشور را هرچه بيشتر وابسته به اجانب كرد كه اثرات سوء اقتصادى آن غير قابل محاسبه است.»[24] «ما بايد سعى كنيم كه از حيث اقتصاد، قوى و بدون وابستگى باشيم. و بايد مسأله ی كشاورزى، كه در رژيم سابق براى به هم زدن آن نقشه داشتند تا ما را وابسته كنند، بيشتر مورد نظر ما باشد. البته به طرف صنعت هم بايد رفت، ولى اگر از كشاورزى منحرف شويم، اسباب آن مى‏شود كه آنچه خودمان نيز داريم از بين برود و مقصود رژيم سابق از آن همه تبليغات براى «تمدّن بزرگ» همين بود كه كشاورزى را از بين ببرد، و مملكتى كه هم آب داشت و هم زمين، آب ها را به هدر مى‏دادند و زمين ها هم بدون استفاده مانده بود. بايد مردم سعى كنند كه آب ها به هدر نرود و از زمين ها استفاده كنند، و در بخش كشاورزى و صنايع كوچك، فعال باشند. و توجه دولت به صنايع بزرگ باعث نشود كه صنايع كوچك هم از بين برود و دولت هم بايستى تمام قدرت خود را براى كشاورزى به كار گيرد.»[25] ایشان همچنین فرمودند: «تا بناى بر اين نگذاريم كه همان نان جو را مى‏خوريم و از خارج نمى‏خواهيم، نمى‏توانيم درست كنيم كار خودمان را. تا بناى بر اين نگذاريم كه همان منسوجاتى كه خودمان درست مى‏كنيم كافى‏مان هست منسوجات ما ترقى نمى‏كند. و ما باز تابع غير بايد بشويم، و دستمان پيش غير دراز بشود.»[26]

البته رسیدن به استقلال اقتصادی، با سختی ها و مشکلاتی در روند زندگی مادی مردم همراه است؛ ولیکن حجم این مشکلات در مقابل نتایج استقلال و رفع وابستگی کشور، بسیار ناچیز است. امام(ره) مردم را به تحمل سختی ها و مشکلات اقتصادی برای رسیدن به اهداف عالی انقلاب دعوت نمودند: «زندگى انسانى شرافتمندانه را ولو با مشكلات بر زندگانى ننگين بردگى اجانب ولو با رفاه حيوانى ترجيح دهيد؛ و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته، دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگى عمر را بگذرانيد قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد.»[27] «من دست و بازوى همه ی كسانى كه بى‏ادعا و مخلصانه درصدد استقلال و خودكفايى كشورند را مى‏بوسم. باز سفارش مى‏كنم كه به خدا متكى باشيد و براى هميشه زير بار شرق و غرب نرويد. مردم بايد تصميم خود را بگيرند: يا رفاه و مصرف گرايى و يا تحمل سختى و استقلال. و اين مسأله ممكن است چند سالى طول بكشد، ولى مردم ما يقيناً دومين راه را، كه استقلال و شرافت و كرامت است، انتخاب خواهند كرد[28] «اگر ما گرسنه باشيم و پياده راه برويم و منزوى باشيم و به طرف خودكفايى حركت كنيم، اين بهتر از اين است كه وابسته و مرفّه باشيم. و مهم اين است كه اعتقاد به آن نيت و ارزش هاى اسلامى و استقلال اقتصادى پيدا كنيم.»[29] البته در طول این سه دهه ی اخیر، علی رغم اعمال تحریم ها و محاصره های اقتصادی از سوی دشمنان ملّت برای از پای درآوردن و سست کردن ملّت در پیگیری اهداف اسلام و انقلاب، ملّت شریف ایران، ذره ای از تأیید و همراهی با انقلاب کوتاه نیامدند و به خاطر مشکلات اقتصادی به اسلام عزیز و انقلاب پشت نکردند و در نهایت، تمام تحریم ها نیز بی نتیجه شد.

استقلال فرهنگی

در این زمینه نیاز به بازگشت به خویشتن داریم. یعنی سراغی از ریشه های هویت فرهنگی خودمان و مواریث فرهنگی خودمان بگیریم و بدانیم که خودمان یک فرهنگ غنی داشته ایم و داریم. متأسفانه وابستگی فرهنگی در دوران قبل از انقلاب در بسیاری از شئونات زندگی مردم وجود داشت؛ طوری که هرکس بیشتر به مردم غرب شبیه بود، شخصیت و مرتبه ی بالاتری در جامعه داشت. استعمال واژه های انگلیسی و لاتین در محاوره ها، پوشیدن لباس ها با مُدهای اروپایی و آمریکایی، روابط آزاد بین زن و مرد و بسیاری موارد دیگر از جمله مصادیق وابستگی فرهنگی کشور به غرب بود. امام(ره) راجع به استقلال فرهنگی فرمودند: «ما تا تمام حيثيت خودمان را نفهميم، نفهميم ما چى بوديم، ما در تاريخ چه بوديم، چه هستيم، چه داريم، تا اينها را نفهميم، استقلال نمى‏توانيم پيدا كنيم. تا فكر شما مستقل نباشد، كشور شما مستقل نمى‏شود. برويد دنبال اينكه فكرتان را مستقل كنيد. دانشگاه ها بروند دنبال اينكه جوان هاى ما را مستقل بجا بياورند، تربيت كنند كه بفهمند خودشان يك فرهنگ دارند؛ يك فرهنگ بزرگ دارند. بفهمند فرهنگ از اينجا صادر شده است به خارج. بفهمند كه ما هم يك چيزى در عالم هستيم؛ و ما خودمان مى‏خواهيم خودمان را اداره كنيم.»[30] «ما بايد با تمام وجود به استقلال فرهنگى برسيم؛ كه استقلال فرهنگى پايه و اساس كشورى آزاد و مستقل است. استادان عزيز بايد خود اين اعتقاد را بيابند كه تنها فرهنگ ايران اسلامى است كه نجاتبخش كشور و ملّت ما مى‏باشد.»[31]

استقلال علمی

منظور از استقلال علمی، پرداختن به تولید علم و بومی کردن علوم مختلف و رفع نیازهای علمی کشور می باشد. قبل از انقلاب، دوران رکود علمی بود؛ هیچ گونه حمایتی از نخبگان و دانشگاهیان نمی شد؛ بسیاری از دانشجویان و دانشمندان و پزشکان متبحّر کشور را ترک می کردند و در خدمت غرب در می آمدند؛ حال آنکه ملّت به وجود آنها و تخصص آنها نیاز داشت. «هجوم دانشجويان پس از طى كردن دوره‏هاى تحصيلى با آموزش هاى غربى و شرقى در دبيرستان ها و دانشگاه هاى ايران به سوى غرب و احياناً شرق- كه رهاوردى جز فرهنگ غربى و شرقى نداشت- چنان فاجعه‏اى به بار آورد كه همه ی ابعاد جامعه ی ما را بى قيد و شرط وابسته بلكه تسليم به ابرقدرت ها كرد؛ به طورى كه جامعه ی ما با ظاهرى ايرانى- اسلامى محتوايى سرشار از غرب و شرق زدگى داشت.»[32] اشکالی که امام(ره) به دانشگاه های دوران پهلوی وارد می دانست، این بود که در رفع نیازهای جامعه ی خودمان مفید نبودند. امام(ره) خواستار این بود که دانشگاه، زمینه ساز استقلال کشور باشد. ایشان در آذر ماه 1341 در جمع طلاب مسجد اعظم قم، شرایط اسف بار دوران پهلوی را اینگونه توصیف نمودند: «صد سال است به يك معنى دانشگاه داريم اما هنوز يك لوزتيْن سلطان را مى‏خواهند عمل كنند بايد از خارج طبيب بيايد! سدّ كرج را بايد خارجي ها درست كنند! يك خط و جاده را بايد خارجي ها بيايند بكشند! اينها را التزامات بين المللى اقتضا مى‏كند!؟»[33] از نظر امام(ره) دانشگاه جامعه ی اسلامی باید جامعه محور و نیازمحور باشد و به دنبال رفع نیازهای مملکت اسلام برود: «ما مى‏خواهيم دانشگاهى باشد كه براى ملّت باشد، براى خودمان باشد. دانشگاهى كه در خدمت آمريكا باشد، نبودش بهتر است[34] امام خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در مقایسه ی وضعیت علم و فناوری کشور در دوران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب می فرمایند: «قبل از انقلاب، تكيه‌ى علم و فناورى كشور به طور كامل به غرب بود. بارها گفته‌ام؛ بعضى از قطعات هواپيماهاى نظامى ما را كه خراب شده بود، سائيده شده بود، بنا بود اصلاح شود، اجازه نمي دادند مهندسين داخلى نيروى هوایى اين قطعه را باز كنند، ببينند چى هست، چه برسد به اينكه به فكر درست كردنش بيفتند. قطعه را مي گذاشتند توى هواپيما، مي بردند آمريكا، يكى به جايش مى‌آوردند؛ يا اگر بنا بود اصلاحش كنند، اصلاحش مي كردند. صنعتى كه وجود داشت، صنعت مونتاژ محض بود، بدون هيچ ابتكارى. بعد از انقلاب، خودباورى علمى و اعتماد به نفس ملّى به وجود آمد؛ حضور اين همه دانشمند، دانشمندان برجسته و بزرگ، در رشته‌هاى مختلف، مشاهده شد. امروز ما دانشمندانى در داخل كشور داريم كه در سطح جهان، شبيه آنها و نظير آنها قابل شمارشند؛ تعداد معدودى هستند. دانشمندان ما پيش رفتند؛ غالباً هم جوان.»[35]

لذا حضرت امام(ره) استقلال و خوداتکایی را برای این مملکت به ارمغان آورد، به ملّت، اعتماد به نفس بخشید و به آنها امید داد و همگان را تشویق به امید دادن کرد: «اميد در خودتان ايجاد كنيد. نويسنده‏هاى ما، گويندگان ما همه‏شان دنبال اين باشند كه به اين ملّت اميد بدهند. مأيوس نكنند ملّت را. بگويند توانا هستيم. نگويند ناتوان هستيم. بگويند خودمان مى‏توانيم و واقع همين‏طور است، مى‏توانيم. اراده بايد بكنيم.»[36]

پی نوشت ها در ادامه مطلب موجود است.


ادامـــه ي مـطــلــب

 

نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 1391/03/01 ساعت 1:57.مقالات - لينک ثابت


کار و کارگر ایرانی

تولید ملّی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی

برخیز که فخر هفت اقلیم شویم   /   در نزد خدا و خلق تکریم شویم

فرمود ز «تولید» حمایت بکنیم   /    تا شاهد «مرگ طرح تحریم» شویم

بیانات پرچمدار اسلام ناب محمّدی، حضرت امام خامنه­ای 1/1/1391

یك بخش مهم از مسائل اقتصادى برمي­گردد به مسئله‌ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملّت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله‌ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‌ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‌اى از تلاش هاى دشمن ناكام خواهد ماند.

بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى توليد ملّى است. اگر ملّت ايران با همّت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‌ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالش هایى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‌ى كامل و جدّى پيدا خواهد كرد.

اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده‌ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.

ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‌ى سرمايه‌دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملّى امكان‌پذير خواهد شد.

سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه‌داران و كارگران، تقويت چرخه‌ى توليد و اِتقان در كار توليد است.

سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالایى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بِجِد پرهيز كنيم؛ در همه‌ى زمينه‌ها: زمينه‌هاى مصارف روزمرّه و زمينه‌هاى عمده‌تر و مهمتر.

شما وقتى كالاى داخلى را مصرف مي­كنيد، به كارگر ايرانى داريد كمك مي­كنيد، اشتغال ايجاد مي­كنيد، به سرمايه‌ى ايرانى هم داريد كمك مي­كنيد، رشد و نمو ايجاد مي­كنيد.

اين فرهنگ غلطى است - كه متأسفانه در بخش هایى از ما حاكم است - كه مصنوعات خارجى را مصرف كنيم؛ اين به ضرر دنياى ماست، به ضرر پيشرفت ماست، به ضرر آينده‌ى ماست. همه مسئوليت دارند؛ دولت هم مسئوليت دارد، بايد از توليد ملّى حمايت كند، توليد ملّى را تقويت كند.

خوشبختانه «صندوق توسعه‌ى اقتصادى» در سياست ها تصويب شد؛ مجلس شوراى اسلامى آن را قانون كرد. امروز يك ذخيره‌ى باارزشى در اختيار مسئولان هست؛ مي­توانند اين را در اختيار توليد ملّى بگذارند. بايد كار را تسهيل كنند؛

مجلس هم بايد همكارى كند، دولت هم بايستى همّت كند؛ بتوانند به توليد ملّى رونق بدهند. مردم هم - چه آن كه داراى سرمايه است، چه آن كه داراى قدرت كار است - بايستى با ايجاد اتقان، همكارى كنند. محصول داخلى را بايد مرغوب، باكيفيت و بادوام توليد كنيم. تا آنجایى كه بتوانيم، بايد قيمت تمام‌شده را ارزان تمام كنيم. اين كار، همكارى همه را مي­طلبد. بخش هاى گوناگون دولتى بايد در اين زمينه همكارى كنند - چه بخش هاى پولى و مالى، چه بخش هاى ديگر اقتصادى - مجلس هم بايد همكارى كند، تا بتوانند اين قضيه را در كشور ما تحقق ببخشند.

عمده، مردمند. شما بايد كالاى ايرانى بخواهيد. اين افتخار نيست؛ اين تفاخر غلطى است كه ما مارك هاى خارجى را در پوشاكمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراكى‌هامان ترجيح بدهيم به مارك هاى داخلى؛ در حالى كه توليد داخلى در خيلى از موارد بسيار بهتر است.

من شنيدم پوشاك داخلى را كه در بعضى از شهرستان ها توليد مي شود، مي برند مارك خارجى مي زنند، برمي گردانند! اگر همين جا بفروشند، ممكن است خريدار ايرانى رغبت نكند؛ اما چون مارك فرانسوى دارد، خريدار ايرانى همان لباس را، همان كت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب مي كند؛ اين غلط است. توليد داخلى مهم است. ببينيد كارگر ايرانى چه توليد كرده است، سرمايه‌دار ايرانى چه سرمايه‌گذارى كرده است.

در زمينه‌ى مصرف، عمده‌ى كار دست مردم است؛ كه اين بخشى از اصلاح الگوى مصرف است كه من دو سال قبل به ملّت ايران عرض كردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است كه سال گذشته عرض كردم. توليد ملّى مهم است؛ اين را بايد هدف قرار بدهند.

«به نظر من يكى از قلم هاى مجاهدت اقتصادى مردم اين است كه بروند سراغ كالاى ساخت داخل؛ آن را بخواهند. البته اين طرف قضيه هم اين است كه كالاى ساخت داخل بايستى قانع‌كننده باشد؛ بايستى دوامش، استحكامش، مرغوبيتش جورى باشد كه مشترى را قانع كند؛ اين هر دو در كنار هم، يك كار لازم و واجبى است.»  7/2/1390

«روز کار و کارگر بر کارگران زحمتکش جمهوری اسلامی ایران مبارک باد»

 


 

نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 1391/02/12 ساعت 15:25.امام خامنه ای - لينک ثابت


برنامه مراسم بيت

برنامه مراسم عزاداری ایام فاطمیه

حسینیه امام خمینی(ره)[بیت رهبری]

همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری شهادت حضرت فاطمة‌الزهرا سلام‌الله‌علیها امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجلس عزاداری در حضور امام خامنه ای برگزار خواهد شد.
این مراسم از سی‌ام جمادی‌الاول تا چهارم جمادی‌الثانی ۱۴۳۳ ه.ق برابر با یكشنبه ۱۳۹۱/۲/۳ تا پنج‌شنبه ۱۳۹۱/۲/۷، به مدت ۵ شب، همراه با اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشا در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله واقع در خیابان فلسطین، تقاطع خیابان آذربایجان برگزار می‌شود. همچنین هر شب قبل از اقامه‌ی نماز مغرب و عشاء، احكام شرعی توسط حجت‌الاسلام فلاح‌زاده بیان می‌شود.

ایام مراسم تاریخ قبل از منبر
سخنران عزاداری
شب اول
یكشنبه
۳۰ جمادی‌الاول
۱۳۹۱/۲/۳

قرائت قرآن:
جناب آقای
مهدی عادلی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین
پناهیان
جناب آقای
میثم مطیعی
شب دوم
دوشنبه
۱ جمادی‌الثانی
۱۳۹۱/۲/۴

-

حجت‌الاسلام‌والمسلمین
صدیقی

جناب آقای
محمدرضا طاهری
شب سوم
سه‌شنبه
۲ جمادی‌الثانی
۱۳۹۱/۲/۵
- حجت‌الاسلام‌والمسلمین
سیداحمد خاتمی
جناب آقای
محمود كریمی
شب چهارم
چهارشنبه
۳ جمادی‌الثانی
۱۳۹۱/۲/۶
- حجت‌الاسلام‌والمسلمین
عالی

جناب آقای
سیدمجید بنی‌فاطمه
شب پنجم
پنج‌شنبه
۴ جمادی‌الثانی
۱۳۹۱/۲/۷

جناب آقای
سماواتی

حجت‌الاسلام‌والمسلمین
حاج‌علی‌اكبری
جناب آقای
مهدی سلحشور

 

اللهم صل علی فاطمه و أبيها و بعلها و بنيها و سر المستودع فيها


 

نوشته شده توسط میلاد در شنبه 1391/02/02 ساعت 17:44.اهل بيت(عليهم السلام) - لينک ثابت


مقاله: عملکرد جمهوری اسلامی در بیداری اسلامی

جمهوری اسلامی و بیداری اسلامی

 نویسنده: میلاد ولیان

ماهنامه ذکر(نشریه آموزشی-تخصصی حزب مؤتلفه اسلامی)، شماره ۶۵و۶۶، اسفند ۱۳۹۰ و فروردین ۱۳۹۱ ‌، صص۲۶-۲۹

«إنَّ إرادَةَ اللهِ سُبحانَه شاءَت لِهذِه الشُّعوب أن تَستَيقِظَ. فَقَد حلَّ قَرنَ الإسلام وعَصرَ الشُّعوب، وسَيَكونُ لَه التَّأثير عَلَى مَصير كُلّ البَشَريَة. أمّا كانَ تَدَفَّق الشَّباب والمُثقِفين في واشَنطُن ولَندَن ومَدريد ورُوما وأثِنا بِإلهامِ مِن ميدانِ التَّحرير؟!»

[اراده‌ى خداوند به بيدارى ملّت ها تعلّق گرفته است و قرن اسلام و عصر ملّت­ها فرا رسيده و در آينده، سرنوشت كل بشريت را تحت تأثير قرار خواهد داد. و مگر جوانان و روشنفكران در واشنگتن و لندن و مادريد و رُم و آتن، با الهام از ميدان تحرير، به خيابان­ها نيامدند؟!][1]

قریب به یکسال از بیداری اسلامی ملّت های منطقه می گذرد. شاید وقت آن رسیده باشد که کارنامه ی عملکرد خود را در قبال بیداری اسلامی بررسی کنیم. تقریباً بر همگان مسلّم شده است که وقوع این انقلاب ها، نشأت گرفته و الگو گرفته از انقلاب اسلامی ملّت ایران در سال 1357 شمسی می باشد؛ همان طور که امام خمینی(ره) احیاگر تفکر دینی در قرن اخیر، وعده ی آن را داده بودند: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم؛ چراکه انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا إله إلّا الله و محمّد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.»[2]

ماهیت انقلاب های منطقه

در وهله ی اول باید بر ماهیت اسلامی این انقلاب ها تأکید کنیم؛ سپس جایگاه خود را در این تحولات بیابیم و ببینیم ما در قبال آنها چه کرده ایم و چه نکرده ایم.

آنچه روشن است این است که ملّت های این کشورهای در حال انقلاب، همگی مسلمان هستند، خواسته های اسلامی دارند و شعارها، شعارهای اسلامی است: «اينها مردمى هستند مسلمان. حركت از نماز جمعه شروع مي شود، از مساجد شروع مي شود. شعارها، شعارهاى «اللَّه‌اكبر» است. مردم شعار دينى مي دهند و قوى‌ترين جريان مبارز در آنجا، جريان اسلامى است... غربى‌ها نمي گذارند اين تحليل در بين ملّت ها و افكار عمومى عالم رواج پيدا كند؛ همه‌اش اشاره مي كنند به مسائل اقتصادى.»[3] در داخل نیز برخی غافلانه و برخی مغرضانه بر تحلیل های دیگری تأکید دارند؛ از جمله اینکه معتقدند «این انقلاب ها اسلامی نیستند و خواسته های مردم صرفاً مادی و بر سر مسائل اقتصادی است»، «ریشه ی این حرکت ها از جانب آمریکاست»، «این بیداری، بیداری انسانی است نه بیداری اسلامی»؛ و برخی خواص هم که به طور کلی موضع بی تفاوتی نسبت به این حوادث مهم تاریخ ساز اتّخاذ نمودند.

باید ملتفت باشیم که مغرضان و معاندان بنابر خصومت و عنادشان است که چنین تحلیل هایی را ارائه می دهند و ترویج و تبلیغ می کنند؛ برای اینکه بتوانند انحرافی در سیر انقلاب ها به وجود بیاورند. متأسفانه غافلان و خودی های نادانی که دچار همین تحلیل های وارونه شده اند، به این نکته توجه ندارند. از اینها باید پرسید که: خصوصیات بارز انقلابیون منطقه، از جمله رفتارهای مذهبی مردم، حضور زنان با حجاب اسلامی، تظاهرات به سبک انقلاب اسلامی، شعارنویسی به شیوه ی مبارزان انقلابی ایران، انتخاب شعارهای دینی، اجتماع در مساجد، شروع حرکت ها از نمازجمعه، ضدّیت با آمریکا و رژیم صهیونیستی، نشانه ی چیست؟! رأی بیش از 75 درصد ملّت مصر و اکثریت ملّت تونس به اسلامگرایان، نشانه ی چیست؟! گرایش بسیار زیادِ آنها به جمهوری اسلامی و رهبر معظّم انقلاب، نشانه ی چیست؟! آیا اینها نشانه های بیداری اسلامی نیست؟! امام خامنه ای ولی امر مسلمین جهان راجع به اینگونه تحلیل های سطحی نگر متذکّر شدند: «امروز در دنياى اسلام يك بيدارى حس مي شود؛ اين را ديگر ما نمي گویيم. در اين سال ها ما مي گفتيم كه حركت بيدارى اسلامى شروع شده است، جنبش اسلامى شروع شده است. خيلى‌ها به ظاهر قضيه نگاه مي كردند، مي گفتند خبرى نيست، اينها چه مي گويند؛ اما امروز چشم هاى سر دارد مى‌بيند، گوش ها دارد فريادها را مي شنود. صحنه، صحنه‌اى است كه همه چيز در آن واضح و آشكار است... امروز من نگاه مي كنم، عزم راسخ آنها را مى‌بينم، ايمان آنها را مشاهده مي كنم. حركت، حركت از مساجد است؛ حركت نمازجمعه‌اى است؛ حركت به نام خداست؛ اينها خيلى ارزش دارد. و حركت، حركت عمومى است.»[4]

حادثه ی تلخ تر اینکه در مواردی خود دشمنان به ماهیت اسلامی این انقلاب ها اعتراف کرده اند، اما غافلان همچنان بر نظرات خود پافشاری می کنند. رهبر انقلاب در خطبه های اولین نمازجمعه ی پس از وقوع انقلاب مردم مصر فرمودند: «آن رئيس جمهور آمريكا كه در دوره‌ى انقلاب ما رئيس جمهور بود، مصاحبه كرده، گفته اين صداهایى كه در مصر شنيده مي شود، براى من آشناست! يعنى آنچه امروز در قاهره شنيده مي شود، در تهرانِ آن روزهاى رياست جمهورى او شنيده مي شد. اينها را دنيا دارد قضاوت مي كند.»[5]

رهبر انقلاب از همان ابتدای شروع این انقلاب ها، صریحاً و مؤکّداً فرموده بودند که این انقلاب ها اولاً مردمی است و ثانیاً اسلامی است و خواسته های اسلامی مطرح است؛ لذا دیگر جای شک و شبهه ای باقی نمی ماند. ولایت پذیری حکم می کند در مقابل نظر صریح و شفاف ولیّ امر، موضع نگیریم. بهتر است ببینیم نظر دشمن، متمایل به کدام تحلیل است. هم امام(ره) و هم رهبر انقلاب این شاخص را به ما داده اند که هرگاه دشمن از ما عصبانی شد، بدانیم که کار درست را کرده ایم. امروز دشمن بیشترین عصبانیت خود را نسبت به چه کسی و چه تحلیلی دارد؟ رهبر انقلاب یا برخی خودی های غافل؟ البته که رهبر انقلاب آماج حملات رسانه ای و تبلیغاتی دشمن قرار دارند. چون دشمن از رواج اندیشه ها و تحلیل های واقع بینانه و منطقی ایشان در بین ملّت ها وحشت دارد. از همین روست که دولت عربستان، از ترس انتشار بیانات امام خامنه ای در این کشور، سایت khamenei.ir را فیلتر می کند و فضای سانسور و بایکوت خبری نسبت به ایشان به وجود می آورد. امروز ملّت های مسلمان و حتی بسیاری از غیر مسلمان ها در سرتاسر جهان، افکار و نظرات امام خامنه ای را تنها راه حل نجات خود می بینند. وقتی در بحرین، یمن، مصر، لبنان، فلسطین، پاکستان، هند و حتی در کشورهای غربی نظیر ایتالیا، انگلیس، ونزوئلا، کوبا و... در تظاهرات ها پرچم های جمهوری اسلامی را به همراه تصاویر امام خامنه ای حمل می کنند، این نشانه ی چیست؟ وقتی در شهرهای مختلف خود آمریکا از جمله نیویورک، تصاویر رهبر انقلاب را بر دست می گیرند، این نشانه ی چیست؟ این یعنی اینکه ما تظاهرات کنندگان، آراء و نظرات این شخص را می پسندیم، نه شخص دیگری را. لذا شایسته است برخی خودی های غافل، در مقابل مواضع ولی امر مسلمین، خود را بزرگ و تأثیرگذار در تحولات جهانی نپندارند؛ بلکه سربازی مطیع باشند. خلاصه ی کلام اینکه، ماهیت همه ی انقلاب های منطقه، اسلامی است و الگو گرفته از انقلاب اسلامی ایران می باشد.

عملکرد جمهوری اسلامی

حال باید عملکرد خود را در قبال بیداری اسلامی در این حدود یکسال اخیر بررسی کنیم. مسلّماً جمهوری اسلامی، وظایفی نسبت به این انقلاب ها دارد.

1)     دولت و مسؤلان

الف- تحلیل های وارونه:

 «یکی از عواملی که می تواند در این عرصه ی کشاکش و تصمیم گیری و اثرگذاری برای آینده، اثر بگذارد، نظام جمهوری اسلامی ایران، رفتار دولتمردان، رفتار مردم و به طور کلی شاکله ی نظام جمهوری اسلامی است.»[6] متأسفانه علی رغم اینکه رهبر انقلاب در ابتدای انقلاب ملّت مصر و تونس، خطاب به آنها فرمودند: «من به نام ملّت و دولت انقلابی ایران[بِإسمِ الحُکومَۀِ الثُّوریَۀِ الإسلامیَّۀِ] به شما و قیامتان افتخار می کنم»[7]، انتظارات از سوی دولت و مسؤلان مربوطه آنچنان که باید برآورده نشد. دستگاه سیاست خارجی به شدّت در انزوا قرار گرفت و مسأله ی بیداری اسلامی را در اولویت قرار نداد. درست زمانی که از دولت انقلابی انتظار می رفت، وارد میدان شود و مثل همیشه در سیاست خارجی نقش مؤثری ایفا کند، بالعکس شد و دولت موضع مثبتی راجع به این حوادث اتّخاذ نکرد. برخی دولتمردان حتی یک بار هم واژه ی «بیداری اسلامی» را تلفظ نکردند و دچار تحلیل های غلط شدند(گویی در زمین دشمن به بازی گرفته شدند). ما در این تحولات باید دیپلماسی قوی تری را به کار می بستیم؛ اما در این مدت اینگونه نشد. متأسفانه در مسأله ی بیداری اسلامی، بلکه به طور کلی شعله ی سیاست خارجی دولت انقلابی، تا حدودی خوابید.

از جمله ی این کوتاهی های مسؤلان، می توان به سیاست دوگانه در قبال بحرین، عدم حمایت از جنبش الحوثی یمن، مواضع منفی و غلط نسبت به ناآرامی های سوریه، بی تفاوتی نسبت به موقعیت حساس لیبی(که رهبر انقلاب راجع به آن احساس نگرانی کرده بودند) و... اشاره کرد. اکنون زمانی است که باید تمام تجربیات خود را به ملّت های منطقه عرضه کنیم، نه اینکه در اصل حرکت های آنها تشکیک نماییم و آنها را هدایت شده از سوی آمریکا بدانیم یا اینکه بیداری را بیداری انسانی بخوانیم نه اسلامی. این ضعف جدّی، متوجه دولت است.

ب- سرگرم شدن به امور داخلی کشور:

یکی دیگر از رفتارهایی که برخی مسؤلان نباید در این مدت، دچار آن می شدند، سرگرم شدن و محدود شدن به مسائل داخلی کشور و غفلت از بیداری اسلامی و مسائل جهانی بود. باید در عین خدمت رسانی به مردم، مسائل جهان اسلام و بیداری اسلامی نیز مورد توجه جدّی قرار می گرفت. «مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسؤلین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره ی هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.»[8]

ج- رسانه ها و اختلافات:

اختلافات بین برخی مسؤلان نیز از یکسو منجر به فراموش شدن بیداری اسلامی می شود و از سوی دیگر موجب بهره برداری سوء توسط دشمن می گردد. دشمن درصدد این است که یک چهره ی  سیاه و تاریکی از وضعیت ایران به ملّت های منطقه نشان دهد. می خواهد القا کند که این نظام، ناکارآمد است؛ از این نظام الگو نگیرید. امام خامنه ای با تیزبینی همیشگی خود، این نکته را تذکر دادند که: «جمهورى اسلامى و كشور عزيز ما الآن به عنوان يك نمونه و يك الگو مطرح است؛ نگاه مي كنند، مي سنجند. تمام آنچه كه در كشور ما مي گذرد و جمع‌بندى شده‌ى همه‌ى اين حوادث، امروز براى ملّت ها مطرح است، مورد توجه آنهاست. سعى دشمن اين است كه اين جمع‌بندى را خراب كند؛ ما بايد سعى‌مان اين باشد كه هرچه ممكن است، اين جمع‌بندى را زيباتر، منتظم‌تر و هماهنگ‌تر به دنيا ارائه بدهيم.»[9] دامن زدن به اختلافات، انتقادهای غیر منصفانه و تزریق یأس و ناامیدی و توهّم وجود بحران در کشور از سوی برخی رسانه ها و مطبوعات داخلی که حقیقتاً پایگاه های دشمن هستند، نیز در همین راستاست و دشمن را در رسیدن به هدف شومش یاری می کند: «همه بايد مراقب باشند. در كشور، كسانى كه اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، كسانى كه رسانه‌ها دست آنهاست، كسانى كه تريبون ها دست آنهاست، مراقب باشند به اين خواست دشمنان كمك نكنند. بعضى دانسته، بعضى ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرف هاشان، به خواست دشمن كمك مي كنند؛ بايد همه مراقب باشند. دشمن امروز مي خواهد از جمهورى اسلامى يك چهره‌ى نامطلوبى به ملّت هاى منطقه نشان بدهد تا آنها به اين طرف سوق داده نشوند و خط ايستادگى در مقابل استكبار - كه خصوصيت ملّت ايران است - در ميان آنها رواج پيدا نكند؛ لذا ما بايد مراقب باشيم.»[10]

مطبوعات و رسانه ها از آنجایی که با اذهان و افکار عمومی مردم طرف هستند، باید توانایی اولویت بندی مسائل را داشته باشند تا به مسائل کم اهمیت و بی اهمیت نپردازند. در مسأله ی بیداری اسلامی خیلی بیشتر از اینها باید کار رسانه ای می کردیم. برخلاف جبهه ی دشمن که قدرت فراوانی در حوزه ی رسانه و تبلیغات دارد، ما در این باره کم کار کردیم. به عنوان مثال، سینمای ما در مقابل هالیوود، واکنش خاصی نشان نداده و هنوز به موضوع بیداری اسلامی ورود نکرده است. این هم از مواردی است که نباید دچارش می شدیم.

2)     روحانیت

با توجه به اسلامی بودن انقلاب های منطقه، اهمیت نقش روحانیت و حضور فعال در این عرصه، بیشتر نمایان می شود. اکنون بسترها فراهم است و بهترین فرصت برای ابلاغ پیام ها، احکام و معارف اسلام ناب به ملّت ها می باشد. ولی امر مسلمین راجع به وظیفه ی روحانیت فرمودند: «بدانيد امروز وظيفه‌ى روحانيت مضاعف است. اگر روحانيت هميشه يك بارى بر دوش داشته است - بار تفهيم، تبيين، ابلاغ؛ «الّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالات اللَّه» - امروز اين بار مضاعف است؛ چرا؟ براى دو جهت: يكى اينكه فرصت براى تبليغ اسلام در دنيا - چه دنياى اسلام، چه دنياى غير اسلام - به وجود آمده است؛ يكى هم به دليل همين فرصت و از ترس اسلام، حملات نسبت به اسلام افزايش پيدا كرده است. پس وظيفه مضاعف مي شود.»[11] روحانیون مبلّغان دین هستند و این شأن، اقتضا می کند که متناسب با نیازهای زمانه پیش بروند و صرفاً محدود به برخی مسائل تکراری، جزئی و بی اولویت نشوند و افق دید را خیلی فراتر از اینها ببرند: «اولین درسی که انقلاب اسلامی و نظام مبارک جمهوری اسلامی به ما داد، این بود که ما نگاهمان را از حصار و چهاردیواری ملّت ایران منعطف کنیم به عرصه ی وسیع امّت اسلامی.»[12]

یکی دیگر از مطالبات رهبر انقلاب از حوزه های علمیه و روحانیت معظّم، تدوین فقه حکومتی بوده است: «در قم بايد درس هاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جديد حكومتى و چالش هایى را كه بر سر راه حكومت قرار مي گيرد و مسائل نو به نو را كه هِى براى ما دارد پيش مى‌آيد، از لحاظ فقهى مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحث هاى متين فقهى انجام بگيرد؛ بعد اين بحث ها مى‌آيد دست روشنفكران و نخبگان گوناگون دانشگاهى و غير دانشگاهى، اينها را به فرآورده‌هایى تبديل مي كنند كه براى افكار عموم، براى افكار دانشجويان، براى افكار ملّت هاى ديگر قابل استفاده است. اين كار بايستى انجام بگيرد، ما اين را لازم داريم. محصول اين كاوش هاى عالمانه مي تواند در معرض استفاده‌ى ملّت ها و نخبگان ديگر كشورها هم قرار بگيرد.»[13] این امر، از این جهت لازم است که این ملّت ها برای اجرای تعالیم اسلام و احکام اسلام، ناگزیر به تشکیل حکومت اسلامی می باشند. باید مسائل جدید از جمله اقتصاد و بانکداری اسلامی در حوزه ها مورد بررسی قرار بگیرد تا به این ملّت ها نیز عرضه شود. اینها از کارهایی است که باید انجام بگیرد.

3)     مردم

مردم حقّاً و انصافاً بهترین نقش را در تحولات و حوادث گوناگون پس از انقلاب اسلامی، ایفا کرده اند و در هر میدانی که نیاز به حضور آنها بوده، لبیک گفته اند. اگر نیاز به مال و ثروت بوده، مردم آماده بوده اند؛ اگر نیاز به بذل جان بوده، مردم آمادگی داشته اند؛ اگر نیاز به حضور و حمایت بوده، مردم همیشه در صحنه بوده اند. از این روست که امام(ره) و رهبر انقلاب، مردم ایران را مردمی بی نظیر در طول تاریخ و بسیار بصیرتر و وفادارتر از مردمان عصر رسول الله(صلّی الله علیه و آله) و ائمه ی اطهار(علیهم السلام) معرفی کرده اند. آنقدر که خواص و نخبگان مورد نکوهش و انتقاد رهبران انقلاب قرار گرفته اند، مردم چنین وضعیتی نداشته اند.

نقش مردم در قبال بیداری اسلامی، یک نقش تعیین کننده بوده است. مبارزان و انقلابیون منطقه، مردم ایران را الگوی حرکت خود قرار دادند. اگر مردم ایران در این سه دهه ی پرفرازونشیب، کم طاقتی به خرج می دادند و ایستادگی نمی کردند، یقیناً انتظار وقوع بیداری اسلامی در چنین برهه ای، انتظار بیهوده ای بود. مردم ایران در ناگواری ها، در فتنه های گوناگون، در دفاع مقدس، صبر و استقامت پیشه کردند و نشان دادند که می توان پنجه در پنجه ی ابرقدرت های مستکبر انداخت و ابهت پوشالی آنها را ریخت؛ نشان دادند که طی 33 سال با کمترین امکانات و در شرایط تحریم، فشار و تهدید می توانند بر انواع و اقسام چالش ها و خصومت های بنیان برانداز، فائق آیند. لذا نقش مردم ایران نباید فقط در این یکسال مورد بررسی قرار گیرد، بلکه در طول دوران انقلاب، نقش این مردم، از عوامل اصلی بیداری اسلامی بوده است. البته در این مدت اخیر نیز، مردم حمایت و پشتیبانی­شان را از برادران و خواهران خود در کشورهای منطقه، بارها و بارها اعلام کرده اند.

با این اوصاف، اما چند نکته وجود دارد که تذکر آنها ضروری است:

1)     ممکن است برخی مشکلات کشور، اعم از اقتصادی یا اجتماعی یا... خدای ناکرده منجر به دلسردی بخشی از مردم شود و انگیزه و دغدغه ی جهان اسلام و بیداری اسلامی را در آنها کمرنگ کند. امام بزرگوار(ره) در این باره توصیه فرمودند: «مردم عزیز ایران که حقّاً چهره ی منوّر تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسؤلان بالای کشور به وظیفه ی اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند.»[14] پس اولاً مسؤلان باید طبق وظایفی که دارند، مشکلات معیشتی مردم را برطرف نمایند؛ ثانیاً مردم نیز مثل همیشه صبر و شکیبایی داشته باشند.

2)     ملّی گرایی، قومیت گرایی و نژادپرستی نیز از انحرافاتی است که مردم باید مراقب آن باشند. این خصلت، منفور و مطرود اسلام است. بین مسلمین هیچ مرزی وجود ندارد. در اسلام، مرز جغرافیایی، موجب جدایی و انقطاع مسلمانان از یکدیگر نیست. این هم از ترفندهای دشمنان اسلام است. امام خمینی(ره) در این باره فرمودند: «با دست حکومت های فاسد و با تبلیغ حکومت های فاسد، این نژادپرستی ها و گروه پرستی ها در بین مسلمین رشد کرده. عرب ها را در مقابل عجم ها و ترک ها قرار دادند و عجم ها را در مقابل عرب ها و ترک ها را در مقابل دیگران و همه ی نژادها را در مقابل هم... این ملّی گرایی، ملّت ایران را در مقابل سایر ملّت های مسلمین قرار می دهد. اینها نقشه هایی است که مستعمرین کشیده اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند.»[15] «مسلمین باید ید واحده باشند... مجتمع باشند. یک باشند. خودشان را از هم جدا ندانند. مرزها را اسباب جدایی قلب ها ندانند. مرزها جدا؛ قلب ها باهم.»[16] اسلامیت بر ملّیت اولویت دارد. همه چیز در سایه ی اسلام باید تعریف شود. امام(ره) همچنین می فرمایند: «ما ملّیت را در سایه ی تعالیم اسلام قبول داریم... برای ملّت ایران هم همه جور فداکاری می کنیم، اما در سایه ی اسلام. ملّیت حدودش حدود اسلام است. ممالک اسلامی را باید حفظ کرد، دفاع از ممالک اسلامی جزء واجبات است.»[17]

3)     دامن زدن به اختلافات شیعه و سنّی نیز در بیداری اسلامی، به شدّت تأثیر منفی دارد. «يكى از ابزارهاى هميشه مورد استفاده‌ى دشمنان ملّت هاى مسلمان براى اختلاف، مسأله‌ى اختلافات مذهبى، شيعه و سنّى و از اين قبيل بوده. دعوا درست كنند، اختلاف ايجاد كنند، برادران را به جان هم بيندازند، اختلافات را بزرگ كنند، برجسته كنند، موارد اشتراك و اتّحاد را ضعيف كنند، كمرنگ كنند، يك چيز كوچك را بزرگ كنند، برجسته كنند؛ اين همه نقاط اشتراك را كه بين برادران سنّى و شيعه هست، كوچك كنند، ضعيف كنند؛ اين كارى است كه دائم انجام گرفته است، الآن هم دارد انجام مي گيرد.»[18] ما بین این کشورهایی که در حال انقلابند، هیچ تفاوتی و تبعیضی به لحاظ حمایت و پشتیبانی قائل نیستیم. اینجا اگر بحث شیعه و سنّی مطرح شود، این کمک به دشمن است. امام خامنه ای که همواره منادی وحدت شیعیان و اهل تسنّن بوده اند، راجع به طرح این اختلافات می فرمایند: «مسأله را مسأله‌ى شيعه و سنّى نكنيد؛ اين بزرگترين خدمت به آمريكاست؛ اين بزرگترين خدمت به دشمنان امّت اسلامى است كه حركت عمومىِ ضدّ استبدادى يك ملّت را حمل مي كنند به دعواى شيعه و سنّى؛ دعواى شيعه و سنّى وجود ندارد. ما بين غزه و فلسطين و تونس و ليبى و مصر و بحرين و يمن تفاوتى نمي گذاريم. در همه جا ظلم به ملّت ها محكوم است. حركت ملّت ها با شعار اسلام و در جهت آزادى، مورد تأييد ماست.»[19]

4)     شایسته است اعضای مجموعه ی بسیج(اعم از شهری، دانشجویی، طلّاب و...) در قبال بیداری اسلامی، فعالیت و جنب و جوش بیشتری به خرج دهند. بسیج در فتنه ی سال 88 و مقابله ی با فتنه گران، بسیار عالی ظاهر شد و به تعبیر رهبر انقلاب، بسیج در این قضایا اشتباه نکرد. چه خوب است که در مسأله ی بیداری اسلامی نیز با همان قوّت سابق خود، کار را به پیش ببرد. تبلیغات و فعالیت های گوناگون بسیجیان در این زمینه، در سرتاسر کشور، می تواند تأثیر بسزایی در روشنگری مردم و به روز بودن مردم داشته باشد. نباید بسیج را محدود به مسائل داخل کشور دانست. اندیشه ی بسیج باید جهانی باشد؛ همان طور که امام(ره) فرمودند: «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چراکه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست. باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.»[20] و یا به تعبیر حاج احمد متوسلیان که می گفت: «بسیجی! من و تو باید پرچم خود را در انتهای افق بر زمین بکوبیم.»

4)     رهبری

اصلی ترین، مهمترین و مؤثرترین نقش را در بیداری اسلامی، رهبر معظّم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای(حفظه الله تعالی) ایفا کرده اند. ایشان حتی توانسته اند نقایص و کم کاری سایرین را نیز جبران کنند. رهبر انقلاب تنها کسی هستند که تاکنون در جریان بیداری اسلامی، کمترین ضعف و کوتاهی و انفعالی از خود نشان نداده اند. امروز دست قدرت الهی از آستین این مرد بیرون آمده است. امام خامنه ای با رهبری های الهی و پیامبرگونه ی خویش، نه تنها مسلمین جهان را در تشکیل جبهه ی حق منسجم کرده اند، بلکه سایر ملّت های اروپایی و آمریکایی غیر مسلمان را نیز مجذوب و شیفته ی پیام اسلام نموده اند. حقیقتاً عملکرد رهبر انقلاب در قبال بیداری اسلامی در این یکسال اخیر، جامع و کامل بوده است، که در ادامه مصادیقی از آن، به طور مختصر ذکر می گردد:

ایشان از همان ابتدای وقوع انقلاب در تونس و مصر، شروع به ارائه ی تجربیات انقلاب اسلامی ایران به مبارزان آن کشورها نمودند. دکتر ولایتی از سوی رهبر انقلاب، مأمور به برگزاری کنفرانس ها و همایش های متعددی با حضور انقلابیون منطقه و نخبگان و اندیشمندان جهان اسلام شد. این کنفرانس ها به منظور بررسی دقیق و کارشناسی این قیام ها و انقلاب ها(هویت، عوامل، خطرات و آسیب های پیش رو، نقشه ی راه و...) و نیز با هدف منسجم کردن و اتّحاد بین مسلمانان برگزار گردید. کارهای بسیار مناسب و تأثیرگذاری انجام گرفت که موجب خشم دشمن گردید. از جمله بازداشت جوانان مصری شرکت کننده در «اجلاس بیداری اسلامی و جوانان» بود که نشان از عمق تأثیر این اجلاس داشت.

دیدارهای مختلف رهبر انقلاب با انقلابیون، دیدار با نخبگان جهان اسلام، دیدار با جوانان و شعرای کشورهای اسلامی، دیدار با رهبران انقلابیون، بخشی از اقدامات صورت گرفته می باشد.

از مؤثرترین عوامل در پیشبرد بیداری اسلامی و حتی بیداری سایر ملّت های غیر مسلمان، بیانات، سخنرانی ها و خطبه های رهبر انقلاب در این مدت یکسال بوده است. ایشان از هر فرصتی برای روشنگری و راهنمایی انقلابیون استفاده کردند. فرصت هایی از قبیل کنفرانس وحدت اسلامی، دیدار سفرا و میهمانان کشورهای اسلامی، عید مبعث، عید سعید فطر، اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، کنفرانس حمایت از انتفاضه ی فلسطین، دیدار کارگزاران حج، پیام به کنگره ی عظیم حج، اجلاس جهانی جوانان و بیداری اسلامی، نمازجمعه.

محورهای مهم و اساسی این بیانات، اجمالاً عبارتند از:

1)     معرفی اسلام به عنوان راه نجات

2)     تأکید بر شروع این حرکت ها از مساجد و نمازجمعه

3)     اشاره به شعارهای اسلامی انقلابیون

4)     دعوت از انقلابیون به حفظ وحدت و انسجام و پرهیز از اختلافات مذهبی و فرقه ای

5)     ریختن ابهت پوشالی دشمنان اسلام در انظار انقلابیون

6)     توصیه ی انقلابیون به توکل به خدا و صبر و استقامت در برابر سختی های پیش رو

7)     هشدار راجع به انحراف مسیر انقلاب ها و تغییر شعارها

8)     هدایت خشم انقلابیون به سمت رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا و تن ندادن به بقاء اسرائیل

9)     ترسیم آینده ی روشن و پرامید متعلّق به اسلام

10) تأکید بر بدبینی و عدم اعتماد به آمریکا و غرب

11) تأکید بر عدم اکتفا به این پیروزی ها و توصیه به ادامه ی این مسیر تا استقرار یک نظام کاملاً مستقل و مردمی و مؤمن به اسلام

12) تأکید بر حفظ اراده ی مستحکم انقلابیون

13) تأکید بر حسن ظن و اعتماد به وعده ی الهی

14) تأکید بر لزوم ایفای نقش توسط علمای دین(که بیشتر مورد توقّع مردم هستند)

15) توصیه به ارتش های کشورهای درحال انقلاب، مبنی بر پیوستن به مردم

16) تأکید بر بدبینی نسبت به اسلام مطلوب آمریکا و اسرائیل

انقلاب های منطقه، همگی آرمان واحدی دارند و آن اسلامخواهی و قطع وابستگی به غرب است؛ همه ی این حرکت ها مردمی است. اما یک نقص در این حرکت ها وجود داشت و آن عدم وجود یک رهبر آگاه و زیرک و دشمن شناس بود که بحمدالله امام خامنه ای با هوشمندی و تدبیر بی نظیر خود، این خلأ را پر کردند و اجازه ندادند که این ملّت ها دچار سرگردانی و حیرانی شوند. ایشان اندکی درنگ و تعلّل نکردند تا مبادا سرنوشت منطقه، به دست غرب رقم بخورد.

امروز وعده های الهی یکی پس از دیگری در حال تحقق است و پیروزی های معجزه آسا پی در پی هم می آیند. اما این به معنای پایان کار و پایان مبارزه نیست. باید این توصیه ی ولی امر مسلمین را همواره گوشزد نمود که: «ملّت های مسلمان هنوز گردنه های دشواری بر سر راه دارند. عبور از این گردنه ها نیز جز با ایمان و اخلاص، جز با امید و جهاد، جز با بصیرت و صبر، میسّر نخواهد گشت. با یأس و منفی بافی، با بی تفاوتی و بی همّتی، با بی صبری و شتابزدگی، با بدگمانی به صدق وعده ی الهی، این راه طی نخواهدشد.»[21]

میلاد ولیان         valian.milad3@gmail.com

[کپی برداری از این مقاله، با ذکر منبع مجاز است]


پی نوشت ها در ادامه مطلب موجود است.


برچسب‌ها: ماهیت انقلاب های منطقه


ادامـــه ي مـطــلــب

 

نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 1391/01/13 ساعت 22:34.مقالات - لينک ثابت


سنّت­های ایرانی در سایه­ی اسلام

سال «تولید ملی حمایت از کار  و سرمایه  ی ایرانی» گرامی باد

سنّت­های ایرانی در سایه­ی اسلام

بیانات امام خامنه­ای راجع به «روش برخورد اسلام با سنّت­های ایرانی»

«عيد نوروز از نظر اسلام، مورد توجّه خاصّى قرار گرفته است. اگر چه اين عيد و اين روز از قبل از اسلام باقى مانده است؛ ولى برخورد اسلام با اين روز، يك برخورد سازنده و حكمت‏آميز است. بعضى از تبليغاتچي­هاى معروف دنيا كه با همه چيز ملّت و كشور و جمهورى اسلامى ما دشمنى مى‏كنند و تهمت مى‏زنند، در اين قضيه هم سعى مى‏كنند برخورد غيرصادقانه‏اى با ملّت ايران داشته باشند. آنها اين‏طور وانمود مى‏كنند كه اسلام و انقلاب، با عيد نوروز و  سنّت­هاى ايرانى، مخالف است. اين درست نيست.

من مايلم جوانان عزيز، بخصوص فرزانگان، به اين مطلب، درست توجّه كنند كه اسلام در برخورد با پديده‏هايى كه از كشورها و از ملّت­هاى ديگر، يا از دوره‏هاى قبل به آن رسيده است، يك برخورد حكمت‏آميز و همراه با دقّت و نگاهى همه‏جانبه دارد. هر چيزى كه قابل اين است تا محتواى صحيح پيدا كند، اسلام آن را مى‏گيرد، به آن جهت و محتواى صحيح مى‏دهد و در دسترس مردم مى‏گذارد. مثلاً بعضى از همين مراسم حج، مثل طواف، سعى و قربانى كردن، از قبل از اسلام بود. اسلام، اين مراسم را گرفت، محتواى شرك‏آلود، مادّى و غلط را از آن خارج كرد و محتواى توحيدى به آن داد؛ آن را درك كرد و به صورت يك درس، به مردم برگرداند. كار خيلى عجيب و مهمّى است. در باب عيد نوروز و مراسم سنّتى قديمى هم همين‏طور؛ اسلام، عيد نوروز را گرفت، محتواى انسانى و اسلامى و معنوى به آن داد و به مردم برگرداند. اوّلِ سال تحويل، شما به دستور اسلام با خدا رابطه برقرار مى‏كنيد و مى‏گوييد: «يا مُقَلِّبَ القُلوبِ و الأبصارِ. يا مُدَبِّرَ الَّليلِ والنَّهارِ. يا مُحَوِّلَ الحَولِ و الأحوالِ»؛ اى كسى كه گردش زمين و آسمان، گردش دل ها و چشم ها و گردش روزگاران به دست توست، اين گردش قراردادى سال را هم براى ما با بركت و مبارك قرار بده؛ «حَوِّل حالَنا إلى أحسَنِ الحالِ.»

ببينيد، نوروز و تحويل سال - رفتن از يك سال به سال ديگر - يك محتواى معنوى پيدا كرد. مردم را توصيه مى‏كند: «إغتَسِل و ألبِس و أنظِف ثيابَك»؛ غسل كنيد، خود را شستشو دهيد و تميزترين لباس ها را - البته صحبتى از لباس نو نيست؛ صحبت از لباس تميز است - بپوشيد، به ديدن يكديگر برويد؛ صله رحم كنيد، دل­هايتان را شاد كنيد، به خودتان اميد بدهيد و با رويش طبيعت، يك رويش معنوى در دل خودتان به وجود آوريد. برخورد با عيد نوروز اين است؛ لذا ما ايراني ها عيد نوروز را دوست مى‏داريم و آن را جشن مى‏گيريم. اما جشن ما يك جشن سالم است. اسلام با هر كدام از مراسم قديمى كه برخورد مى‏كند، اين‏طور برخورد مى‏كند. البته بعضى از مراسم­ها هست كه قابل اصلاح نيست. مثلاً اسلام درباره­ي مراسم خُرافىِ از روى آتش پريدن، حرفى ندارد و تأييد نمى‏كند؛ اما هيچ اشكالى نمى‏بيند كه مردم - فرض بفرماييد - در مناسبتى از مناسبت­هاى عيد، به فضاى باز بروند، با سبزه و طبيعت و صحرا، ديدارى تازه كنند، خود و طبيعت را با يكديگر نزديك كنند و لذّتِ صحيح و سالم ببرند. مانعى ندارد.

درست عكسِ روش جاهلى. در روش هاى جاهلى، اگر عمل خوبى هم در دست مردم باشد، آن را بى‏محتوا مى‏كنند!

لذا شما مى‏بينيد كه راجع به تحويل سال در تبليغات راديوهاى بيگانه، صحبت زيادى نيست؛ اما راجع به چهارشنبه‏سورى در اين چند روز قبل از سال، تقريباً تمام راديوهاى بيگانه صحبت كردند! درست نقطه­ی مقابلِ آن نظر اسلامى!

شما ببينيد در ايّام تحويل(سال)، مردم چه مكان هايى اجتماع مى‏كنند! در اطراف آستان قدس رضوى، جاى سوزن انداختن نبود! تا بستِ شيخ بهايى و تمام اين اطراف، مردم براى توجّه، روى زمين نشسته بودند! يعنى عيد نوروز، همراه با معنويت. هزاران انسان علاقه‏مند، از خواب و خانه و زندگى و محيط خانواده بيرون آمدند و به مرقد امام بزرگوار رفتند. يعنى جنبه­ی معنوى. خب؛ حالا يك نفر هم پيدا مى‏شود كه از سرِ اشتباه و ندانمكارى، به جاى مرقد امام رضا و مرقد امام بزرگوار و مرقد حضرت معصومه و مراسم معنوى، تخت جمشيد را زنده مى‏كند! البته تخت جمشيد، يك اثر معمارى است؛ انسان، اثر معمارى را تحسين مى‏كند و چون متعلّق به ما و مال ايراني هاست، به آن افتخار هم مى‏كند؛ اما اين غير از آن است كه ما دل ها و ذهن ها و جان هاى مردم را متوجّه به نقطه‏اى كنيم كه در آن خبرى از معنويت نيست، بلكه نشانه­ي طاغوتيگرى است! در همان ساختمان ها كه امروز بعد از گذشت يكى دو هزار سال، ويران است، زمانى به مناسبت همين روز نوروز، خدا مى‏داند كه چقدر بى‏گناه، در مقابل تخت طاغوت هاى زمان به قتل مى‏رسيدند و چقدر دل ها ناكام مى‏شدند! اين افتخارى ندارد.

عيد نوروز خوب است، مراسم جشن و سُرور و شاد بودنِ دل­ها خوب و مطلوب است؛ اما در جهت درست. اين كارى است كه اسلام كرده است؛ ما هم به فضل الهى به تبعيّتِ اسلام، همين سياست ها را دنبال مى‏كنيم. مردم هم همين را مى‏خواهند و دل هاى مردم هم دنبال همين چيزهاست. مردم به آن چيزهايى كه جنبه­ی مادّى دارد، مستقلاًّ توجّهى ندارند و اگر آن جنبه­ی مادّى، با يك جنبه­ی انحرافى همراه شد، مردم از آن رويگردانى هم دارند.» [بیانات امام خامنه ای – 1/1/1378]

توصیه­ی مؤکّد اسلام به صله­ی رحم:

* امام باقر(عليه السلام): «ارتباط با خويشاوندان، اعمال را پاکيزه مي­کند، دارايي­ها را افزايش مي­دهد و بلاها را دور مي­کند و مرگ آدمي را به تأخير مي اندازد

* امیرالمؤمنین علي(عليه السلام): «صِلَهُّ الرَّحِمِ توجِبُ المَحَبَّهّ : پيوند با خويشاوندان(صله­ی رحم)، محبت مي آورد.»

* امیرالمؤمنین علي(عليه السلام): «صِلُوا أرحامَكُم ولو بِالسَّلامِ : هرچند با سلام گفتن، با خويشاوندانتان پيوند برقرار كنيد.»

* امیرالمؤمنین علي(عليه السلام): «صِلُوا أرحامَكُم و إن قَطَعُوكُم: با خويشاوندانتان پيوند و رفت و آمد داشته باشيد، هر چند آنان با شما قطع رابطه كرده باشند.»

***

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما

نه بر لب، بلکه در دل، گُل کند لبخندهای ما

سر مویی اگر با عاشقان داری سر یاری

بیفشان زلف و مشکن حلقه ی پیوندهای ما

"مرحوم قیصر امین پور"

 

«عید بر ملت بی نظیر ایران(بخصوص شما سایبری های عزیز) مبارک باد»


 

نوشته شده توسط میلاد در چهارشنبه 1390/12/24 ساعت 23:53.امام خامنه ای - لينک ثابت